تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
با تشديد به معنى امير و سرپرست كردن است . منظور از قول در
فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ
وعدهء عذاب است . 17 -
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً
اين آيه شواهدى است در زمينهء
فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
، معلوم مىشود كه هلاك امتها فقط بعد از نوح بوده و جوامع بشرى ، پيش از او تشكيل نشده بود ، منظور از قرون ، مردمان و امتهاست ، قرن همانطور كه به صد سال يا صد و بيست سال يا هشتاد سال يا چهل سال گفته مىشود ، همانطور به مردمى كه در يك زمان نزديك به هم زندگى مىكنند گفته مىشود « 1 » اصل آن به معنى جمع كردن است ، جملهء
كَفى بِرَبِّكَ . . .
در بيان آنست كه : علّت هلاك گناهان آنها بوده است ، خدا به ذنوب همهء بندگان آگاه و بيناست ، با گناهكاران همان را كرده و خواهد كرد . دانايى خدا بر گناهان در سقوط مردمان كافى است . 18 -
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً
پس از آنكه سنت خدا و نظام خلقت در استيصال دنيوى در آيات قبل بيان شد ، در اين آيه و دو آيهء بعدى عذاب و نعمت آخرت و ملاك آن دو بيان مىشود و آن خواستن عذاب و نعمت و عمل كردن مطابق خواستن است . اين آيه مىگويد : هر كس زندگى دنيا را و نعمت آن را بخواهد ، اگر بخواهيم او را به آرزويش مىرسانيم ، ولى در آخرت جايش جهنم خواهد بود ، منظور از خواستن دنيا آن است كه : راجع به توحيد و معاد بىاعتنا باشد و فقط دنيا را بخواهد و كار براى دنيا بكند مانند :
هامش
( 1 ) در مفردات راغب آمده : « القوم المقترنون فى زمن واحد ، جمعه قرون » .