تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
اين آيه در رابطه با آيهء
وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ . . .
است يعنى : خير و شرّ را يكسان ندانند زيرا كه عمل هر كس كه باعث شقاوت و سعادت اوست از او قابل انفكاك نيست و طبق آن سعادتمند و شقاوتمند خواهد شد ، قطع نظر از اين ارتباط ، اين آيه يك واقعيت بخصوصى را روشن مىكند و آن ملازم بودن عمل به انسان و نمودار شدن آن در روز قيامت است . منظور از طائر چنان كه گفته شد عمل انسان است ، علّت اين اطلاق علاوه از آنچه گفته شد آنست كه : عرب با طير و پرنده اگر از طرف چپ به راست مىپريد فال نيك مىزد و اگر از طرف راست به چپ مىپريد فال بد مىزد از اينرو به عمل طائر گفته‌اند سبب شومى يا مباركى انسان است ( از كشّاف ذيل آيهء 47 نمل ) . مراد از « الزمناه » ملازم بودن عمل به انسان است ، چنان ملازمتى كه حتى در قلب زنگار مىگذارد :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
مطففين / 14 به نظر الميزان : الزام در عنق براى آنست كه عنق از اعضاء رئيسه است كه انسان بدون آن و آن بدون انسان نمىشود باشد ، به خلاف دست و پا ، در اين صورت آمدن « عنق » حكايت از عدم انفكاك مىكند ، به هر حال عملى كه نتيجه‌اش سعادت يا شقاوت انسان است با خود او است . منظور از « كتابا » ظاهرا همان طائر و عمل است يعنى : اين اعمال فعلا مخفى و از نظر انسان پوشيده است و در قيامت كتابى براى او خارج مىكنم كه همان اعمال اوست و آن را باز شده و خوانا خواهد ديد ، از آيات ديگر معلوم مىشود كه اين كتاب از نفس اعمال تشكيل خواهد يافت نه اينكه آمار اعمال در آن نوشته خواهد شد ، در آيهء ديگر مىخوانيم كه با ديدن آن كتاب