در نهج البلاغه خطبه اوّل فرموده است :
« ثم بسط اللَّه سبحانه له في توبته و لقاه كلمة رحمة و وعده المراد الى جنّته » .
به نظر مىآيد : منظور از « فهدى » وعدهء آمدن شريعت باشد كه در آيه بعدى خواهد آمد ، يعنى : خدا پس از قبول توبه ، او را به شريعت و احكام خود رهبرى فرمود :
ناگفته نماند آياتى كه جريان آدم و سجده ملائكه را نقل مىكنند آيات متشابهى هستند . بايد گفت : مصلحت اقتضاء مىكرده فقط اين مقدار گفته شود و يا عقل ما آنها را درك نمىكند و اللَّه العالم .
123 -
قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى
لفظ « اهبطا » در اينجا تثنيه است خطاب به آدم و زنش ، ولى در سورهء بقره و اعراف « اهبطوا » به لفظ جمع است ، ظاهرا جمع آمدن براى آن است كه هبوط آن دو هبوط همه انسانها بود ، قرآن مجيد به جمله
بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ
در هر سه سوره تكيه كرده است ، به نظر مىآيد اين جمله ، اشاره به رقابتها و تصادمها و تضادها است كه انسان در زندگى خواهد داشت به نظر مىآيد : اين جمله در هر سه آيه ، حال باشد از فاعل « اهبطوا » يعنى : در همچو حال فرود آئيد و از همين حالا خصومت ميان شما شروع مىشود .
به نظر الميزان « لا يشقى » دنباله « لا يضل » است يعنى هر كه تابع هدايت من شد گمراه نمىشود و عاقبت امرش به بدبختى نمىرسد و چون هر دو فعل مطلق است شامل دنيا و آخرت هر دو مىشود ، يعنى نه در دنيا گمراه و بدبخت مىشود و نه در آخرت . امّا ديگران گفتهاند : « فلا يضل في الدنيا و لا يشقى في الاخرة » ولى كلمه « ضنكا » در آيه بعدى قول الميزان را تاييد مىكند زيرا