بىايمان در دنيا هم بدبخت است و در زندگى تنگ بسر مىبرد . در روايات اهل بيت عليهم السّلام دربارهء
فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ
فرمودهاند « من قال بالائمة و اتبع امرهم » آن از باب تعيين و تطبيق است .
« امّا » در آيه « ان » شرطيه است با « ماء » زائد و تأكيد ، « ما » در « امّا » و نون تأكيد در « يأتينكم » حاكى است كه شرط حتما عملى است ، يعنى هدايت خواهد آمد . قضاء حتمى خداست كه پيرو هدايت مطلقا گمراه و شقى نباشد .
124 -
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
قسمت دوم مطلب و قضاء حتمى خداست كه هر كه خدا را فراموش كند در زندگى تنگى باشد ، منظور از « ذكرى » ظاهرا ياد كردن خدا به واسطه عمل به فرمودههاى او است چنان كه در آيه بعدى آمده :
أَتَتْكَ آياتُنا
.
ناگفته نماند : آنكه عقيده به خدا و آيات خدا ندارد پيوسته متوجه به ماديات است ، و او هر قدر به ماديات دست يابد او را سير نمىكند و پيوسته در فكر رسيدن به درجات بالاترى است و هميشه با هم و غم و نگرانى و اضطراب و ترس از آينده ، زندگى مىكند و اين همان زندگانى تنگ است او در قلب خود سكون و آرامش ندارد ، زيرا
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
و او از ذكر خدا بيگانه است .
در بعضى از روايات « ذكر » به ولايت امير المؤمنين عليه السّلام تفسير شده است آن مىشود از باب مصداق باشد .
چنين كسى در آخرت نيز كور است ، منظور از كورى ظاهرا آن است كه به بهشت و سعادت راه نمىيابد ، چنان كه آيات بعدى شاهد اين مطلب هستند ، نه