تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
منظور از ليل و نهار ، ظلمت و نور است در وقت معين و محدود . اين هر دو از آيات توحيد و نفوذ ارادهء حق تعالى در تدبير جهان هستند ، چنان كه از
لِتَبْتَغُوا فَضْلًا . . .
فهميده مىشود ، اضافه « آية » به الليل و النهار براى بيان است و تقدير آن « فمحونا الليل و جعلنا النهار مبصرة » است نه اينكه اضافه را لاميه گرفته و بگوئيم آيت شب ماه و آيت روز آفتاب است ، زيرا صدر آيه مىگويد : خود شب و روز آيت هستند نه آيت و علامت آن دو . منظور از محو شب ، بىعلامت و ظلمانى قرار دادن آنست كه يك پارچه ظلمت است و چيزى در آن محسوس نيست ، مانند :
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً
كه همه چيز را مىپوشاند ، روز نيز روشن و نورانى است ، نتيجهء اين تدبير آنست كه انسان در شب تجديد قوا مىكند و در روز پى روزى و تأمين معاش مىرود و عدد روزها و هفته‌ها و ماهها و بالاخره عدد سالها را مىداند ، به نظر مىآيد ، اين نتائج متفرع بر ظلمانى بودن شب و روشن بودن روز هر دو است به نظر بعضى : آنها متفرع بر روشنى روز است زيرا به ظلمت كه عدم است حكمى بار نمىشود و اللَّه العالم « 1 » . مراد از « كل شىء » هر چيزى است كه مورد احتياج باشد ، يعنى كليت نسبى است يعنى : قطع نظر از آنچه در اين آيه گفته شد ، هر چيز مورد نياز را به طور كامل براى شما روشن و بيان كرده‌ايم ، مسئلهء شب و روز و دخالت آن دو در تدبير جهان و ادامهء حيات در بسيارى از آيات با تعبيرهاى گوناگون مطرح شده است . 13 -
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً
هامش
( 1 ) اگر جهان پيوسته ظلمت يا نور بود ، حسابى و عددى و ماه و سالى در ميان نبود .