اين آيه و چند آيهء بعدى استنتاجى است از
يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
و آن اينكه : خدا انسان را به راه مستقيم هدايت كرده و از راه ضلالت نهى فرموده است ولى انسان به علّت خوى شتابزدگى كه دارد ، حق را از باطل جدا نمىكند و بدون فكر ، به طرف باطل همانطور مىرود كه به طرف حق قدم بر مىدارد ، منظور از « يدع » طلب و خواستن است يعنى شر را مانند خير مىطلبد علّت اين كار عجول بودن انسان است .
در عين حال آيه انسان را بر چنين كارش توبيخ مىكند كه چرا انسان بايد چنين باشد ، اين روز و شب است كه خدا به حكمت چنين كرده است ولى نبايد هر دو را يكى شمرد و نور و ظلمت را يكسان به حساب آورد ، جملهء
وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا
در عين استدلال . به صدر آيه ، حاكى از يك خصيصهء ذاتى انسان است و آن اينكه : انسان چون چيزى را بخواهد در رسيدن به آن عجله مىكند تا جايى كه مجال انديشيدن عواقب و نتائج آن را از دست مىدهد ، در آيهء ديگر ، مطلب به قدرى حاد عنوان شده كه گويى انسان از عجله آفريده شده است :
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ
انبياء / 34 ، عجله يكى از موارد سقوط انسان است ، لذا در روايات از آن نهى شده است .
12 -
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا
اين آيه در عين حال كه يك مطلب مستقل است ، ارتباط آن با آيهء قبلى ظاهرا همانست كه گفته شد : خدا روى حكمت و ضرورت ، شب و روز را تاريك و نورانى آفريده است ، آنان كه شر را مانند خير طلب مىكنند همچون كسى هستند كه ميان شب و روز فرقى نمىگذارند ، انسان نبايد چنين باشد .