يعنى احساس كرده كه لا بد خدا طالب ذكر اوصاف آنست و گر نه روشن است كه آن عصا است .
بعضىها گفتهاند : آنجا مقام مناجاة با محبوب بود و موسى از كثرت وجد و شادى كلام را طولانى كرده است ولى احتمال اول صحيحتر است .
19 و 20 -
قالَ أَلْقِها يا مُوسى فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
موسى عصا را انداخت و در دم به صورت مارى در آمد كه به سرعت حركت مىكرد و مىپيچيد و باز مىشد . در سورهء اعراف ذيل آيهء 107 راجع به معجزه مطلبى گفتهايم كه بهتر است به آنجا رجوع شود . در جريان وحى به موسى لفظ « حيّه » آمده كه عصا به مار مبدل شد و در وقت نشان دادن به فرعون كلمه « ثعبان » ذكر شده كه عصا به اژدها مبدل گرديد
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
اعراف / 107 معلوم مىشود كه در نوبت اول به مار و در وقت نشان دادن به فرعون براى مرعوب كردن به اژدها مبدّل شده است .
21 -
قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى
.
معلوم است كه موسى را از ديدن آن منظره وحشت گرفته است در سورهء نمل و قصص آمده است : چون ديد كه عصا مبدل به مار گرديد ، رو به فرار گذاشت در اينجا صريحا به موسى خطاب رسيد : بگير آن را و مترس كه به حالت اولش باز خواهيم گردانيد .
22 -
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى
.
منظور از جمع كردن دست به سوى طرف ، بردن دست در گريبان و زير بغل است چنان كه در جاى ديگر آمده است :
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ
نمل / 12 ، غرض از « غير سوء » آنست كه دستت معيوب