معلوم مىشود كه منظور شركت در تبليغ رسالت است كه با قبول شدن آن ، هارون به نبوت مىرسيد در جاى ديگر آمده :
وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي
قصص / 34 و از آياتى نظير :
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ
مؤمنون / 45 ، روشن مىشود كه با مستجاب شدن اين دعوت ، هارون در رديف پيامبران در آمد .
در تفسير برهان از اسماء بنت عميس نقل شده : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را در كنار كوه « ثبير » « 1 » ديدم كه مىفرمود : نورانى شو ثبير ، نورانى شو ثبير . پروردگارا من از تو مىخواهم آنچه را برادرم موسى خواست كه به من شرح صدر عطا كنى و كارم را آسان گردانى و لكنت را از زبانم بردارى تا سخنم را بفهمند و براى من وزيرى از خانوادهام قرار بدهى ، على برادرم را ، به وسيله او بر نيرويم كثرت بخش و او را در كار من شريك گردان تا تو را بيشتر تسبيح گوئيم و بيشتر ياد كنيم كه تو بر ما بينا بودهاى « 2 » اين روايت در تفسير الميزان از « در منثور » نيز نقل شده است و در روايت ابن عباس در تفسير برهان آمده : ندائي به آن حضرت آمد كه : «
قد اوتيت ما سئلت
» . در روايتى كه شيعه و اهل سنت از آن حضرت نقل كردهاند چنين آمده است كه به على عليه السّلام فرمود :
« انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى » .
پيداست كه نبوت را استثناء فرموده است .
33 - 35 -
كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً
هامش
( 1 ) ثبير بر وزن حسين كوه معروفى است در مكه نزديك « منى » .
( 2 )
قالت : رأيت رسول اللَّه ( ص ) بازاء ثبير و هو يقول : اشرق ثبير ، اشرق ثبير اللهم انى اسئلك ما سألك اخى موسى ان تشرح لى صدرى و ان تيسر لى امرى و ان تحلل عقده من لسانى يفقهوا قولى و ان تجعل لى وزيرا من اهلى عليا اخى اشدد به ازرى و اشركه فى امرى كى نسبحك كثيرا و نذكرك كثيرا انك كنت بنا بصيرا .