حرفم مانع مىشود . در زمينه
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي
لازم است بدانيم كه در جاى ديگر آمده است :
وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً . . .
قصص / 34 موسى در اينجا به طور آشكار مىگويد : برادرم هارون در سخن گفتن از من فصيحتر است .
علّت اين لكنت و عدم فصاحت گويند : آن بود كه موسى در بچگى ريش فرعون را كند ، فرعون ناراحت شد و خواست او را بكشد ، زنش آسيه گفت :
موسى بچه است و اين كار را از روى عمد نكرد ، براى امتحان وى مقدارى خرما و مقدارى اخگر حاضر كردند ، موسى چون خواست دست به سوى خرما برد جبرئيل دست او را به سوى اخگر برد ، موسى اخگرى برداشت و در دهان گذاشت ، زبانش سوخت و لكنت زبان پيدا كرد .
طبرسى ، زمخشرى ، بيضاوى ، ابن كثير و ديگران آن را نقل كردهاند و آن تفسير صافى از تفسير قمى از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده است ، بحرانى در تفسير برهان آن را نقل نكرده است ، سند روايت روشن نيست و اللَّه العالم ، گذاشتن اخگر در دهان بعد از بدست گرفتن بعيد است ، مگر با تأييد غيبى ، احتمال ديگر آنست كه : منظور از عقده گرفتگى زبان در اثر طپش قلب و ديدن هيبت فرعون باشد ، در جاى ديگر گفته است :
وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ
شعراء / 13 در اين صورت منظور آنست كه : لكنتى كه در وقت سخن گفتن عارض مىشود از زبانم بردار .
29 - 32 -
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
در خواست ديگرى از خداست كه كمكى از خانوادهاش براى او قرار بدهد ، بعد تصريح مىكند كه منظورم برادرم هارون است از
أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي