خلاصهء همه شريعتها همين است . لفظ « ان » در
أَلَّا تَتَّخِذُوا
تفسيريه است . بعضى آن را به صيغهء غائب « يتخذوا » خوانده است . در اين صورت تقدير آن « و قلنا لهم لا يتخذوا . . . » است .
3 -
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً
گفتهاند « ذرية » منصوب است براى اختصاص يعنى خطاب
أَلَّا تَتَّخِذُوا . . .
مخصوص بود به فرزندان آنان كه با نوح در كشتى بودند و گويند : در آن ياء ندا مقدر است يعنى : « يا ذرية من حملنا مع نوح » .
به هر حال معنى آيه آنست كه : جز خدا وكيل نگيريد كه شما فرزندان كسانى هستيد كه با نوح در كشتى بودند و مورد عنايت خدا قرار گرفتند و جز خدا كارسازى نمىگرفتند وانگهى نوح بندهاى موحد بود و جز خدا وكيل نمىگرفت شكور بودن لازمهاش توحيد است ، جملهء
إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً
تعليل
أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا
است .
در مجمع البيان از امام باقر و امام صادق عليهما السّلام نقل شده نوح چون صبح و شام مىكرد مىگفت : خدا من تو را گواه مىگيرم هر نعمتى كه صبح و شام در آن هستم خواه نعمت دين باشد يا دنيا ، همه از تو است
« وحدك لا شريك لك لك الحمد و لك الشكر بها حتى ترضى و بعد الرضا و هذا كان شكره »
اين مخالف آن نيست كه دربارهء « شكور » گفته شد ، زيرا اين الفاظ نيز حكايت از توحيد دارند و گوشهاى از آن مىباشند .
4 -
وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً
منظور از « قضينا » اعلام و از كتاب ، تورات ، است لازم و نون تأكيد در دو فعل « لتفسدن » - « لتعلن » براى حتمى بودن خبر است ، يعنى در تورات به اسرائيل اعلام كرديم كه در زمين فلسطين و اطراف آن ، حتما دو دفعه فساد و طغيان