است :
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ
بقره / 63 مراد از حكم چنان كه در الميزان فرموده : علم به معارف حقّه و مطالب توحيد ( و شريعتها ) است زيرا در آيات :
وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
جاثيه / 16 ،
أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
انعام / 89 ، حكم از نبوّت جدا ، ذكر شده است طبرسى رحمه اللَّه آن را از ابن عباس نبوّت نقل كرده است .
ناگفته نماند : جملهء
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ
راجع به نبوّت و وقت بزرگ شدن او است و
آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
خبر از دوران كودكى او است . در اين زمينه روايتى از حضرت جواد صلوات اللَّه عليه نقل شده كه در نكتهها خواهد آمد .
13 -
وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً وَ كانَ تَقِيًّا
.
اين آيه و دو آيه بعدى در بيان
وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
است كه در آيات قبلى گذشت اين اوصاف نشان مىدهد كه او پيش خدا مرضىّ و پسنديده بود .
« حنانا زكوتا » عطف هستند به « الحكم » در آيهء قبلى ، يعنى به او در كودكى معرفت داديم و از جانب خود عطوفت و زيادت داديم .
كلمهء « من لدنا » نشان مىدهد كه حنان از عطوفتهاى متعارف نبود ، آن ممكن است از جانب خدا باشد نسبت به يحيى در زمينهء توجّه و عنايت به او در كارهايش .
از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده كه مراد تحنّن و عنايت خداست به يحيى ، گفتند : آن تا چه حدّ بود ؟ فرمود : چون يحيى مىگفت : يا ربّ خدا مىفرمود :
لبّيك يا يحيى « 1 » اين دليل مرضىّ عند اللَّه بودن است .
و شايد منظور ، حنان و انجذابى باشد از او نسبت به خدا ، در هر حال اين
هامش
( 1 ) مجمع البيان .