تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
است . عين عطش آن حضرت و صاد صبر او است الخ . نگارنده گويد شايد ماجراى كربلا از بطون معانى كهيعص بوده باشد . در مجمع البيان نقل كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام در دعايش مىگفت : « اسألك يا كهيعص » از اين ، به نظر مىآيد كه آن اشاره به اسماء حسنى است از قبيل كافى ، هادى و غيره و اللَّه العالم . دوم : در مجمع البيان ذيل آيهء
لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
آمده : امام صادق عليه السّلام فرمود : حسين عليه السّلام نيز همنامى قبلا نداشت آسمان فقط براى يحيى و حسين چهل روز گريه كرد ، گفتند : گريهء آن چگونه بود ؟ فرمود : وقت طلوع و غروب آسمان قرمز مىشد ، قاتل يحيى ولد زنا بود ، قاتل حسين هم ولد زنا بود ، آن گاه از امام سجّاد عليه السّلام نقل كرده كه فرمود با ابا عبد اللَّه الحسين عليه السّلام به طرف كربلا رفتيم در بين راه هيچ منزلى نازل نشد و از هيچ منزلى حركت نكرد مگر آنكه يحيى بن زكريّا را ياد كرد ، روزى فرمود : از دلائل خوارى دنيا در نزد خدا آنست كه سر بريدهء يحيى بن زكريّا به زناكارى از زناكاران بنى اسرائيل ارمغان برده شد : و قال يوما و من هوان الدنيا على اللَّه عز و جل ان رأس يحيى بن زكريا اهدى الى بغى من بغايا بنى اسرائيل . سوم : در زمينهء
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
عيّاشى از على بن اسباط نقل كرده گويد : وارد مدينه شدم ، مىخواستم به مصر بروم ، به محضر ابى جعفر محمّد بن على الرضا ( امام جواد عليه السّلام ) وارد شدم ، او حدود پنج ساله بود ، در قيافه‌اش دقّت مىكردم تا به اصحاب خود در مصر تعريف نمايم ، امام به من نگاه كرد و فرمود يا على خدا در امامت راهى گرفته كه در نبوّت گرفته است ، در خصوص ( بعضى ) فرموده :
« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً »
و دربارهء