تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
نشوند و خلاصهء نظرش اين بوده كه بلاعقب نباشد چنان كه در جاى ديگر آمده است :
وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ
انبياء / 89 . دوّم : منظور از « وليّا » فرزندى است كه وارث باشد كه فرزند ، ولىّ انسان در ارث است ، در سورهء آل عمران فرموده :
قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ
/ 38 ، لفظ « لدنك » در هر دو محلّ حاكى است كه صاحب فرزند شدن از طريق عادى ميسّر نبوده است ، چون خودش پير و زنش عقيم بود . سوّم : منظور از
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
ارث اموال است نه نبوت زيرا ظهور ارث در اموال است وانگهى زكريّا مىگويد
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي
اين مىرساند كه او مىترسيده خانه و كاشانه را عموزاده‌ها ببرد و اگر مراد نبوّت باشد جايى به اين استدلال نيست . از طرف ديگر نبوّت موروثى نيست كه زكريّا از خدا بخواهد ، بلكه به حكم
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
انعام / 124 هر كس كه قابليّت داشته باشد ، خدا نبوّت را به او مىدهد . عدّه‌اى اصرار دارند به اينكه مراد از « يرثنى » ارث بردن نبوّت است و خواسته‌اند با آن ، روايتى را كه از ابو بكر نقل شده نحن معاشر الانبياء لا نورث ما تركناه صدقة تصحيح كنند ، اين روايت بر خلاف قرآن و سنّت قطعيّه است و شيعه آن را قبول ندارد ، طالبان تفصيل به الميزان و الغدير و امثال آن رجوع نمايند . چهارم : منظور از
آلِ يَعْقُوبَ
گويند يعقوب بن اسحق بن ابراهيم است كه زكريّا خواهر مريم را به زنى گرفته بود و نسب او به يعقوب بن ماتان است كه برادر عمران بن ماتان و عمران پدر مريم بود . به هر حال منظور آنست كه