تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . . .
هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً . . .
از
نِداءً خَفِيًّا
معلوم مىشود كه خدا را با صدا خوانده است كه نداء ، خواندن با صدا است ولى در محلّ خلوت و خالى از مردم بوده است يعنى : نداء در خفا بوده است ، بقيّهء آيه و قسمتى از آيهء بعدى مقدمهء دعا است تا بعدا اصل خواسته را بخواهد ، آمدن « رب » در دو مورد براى استرحام است « العظم » اسم جنس و شامل همهء استخوانهاست يعنى قواى بدنم ضعيف گرديده و سفيدى سرم از سياهى آن بيشتر شده است . باء در « بدعائك » بمعنى سبب است يعنى : من در گذشته به سبب خواندن تو از اجابت محروم نشده‌ام ، مرا عادت داده‌اى كه دعايم را اجابت فرمايى اين دفعه اميدوارم كه اجابت فرمايى . 5 و 6 -
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
. زكريّا در اين آيه از خداوند براى خود فرزندى مىخواهد و در خواستن آن استدلال مىكند كه خدايا عموها و عموزادگان من كسانى نيستند كه من به آنها اطمينان كنم و جاى فرزند را پر كنند وانگهى زن من عقيم است پس از جانب خود و با قدرتى كه دارى فرزندى به من عنايت كن كه اموال و وسائل زندگى مرا به ارث ببرد و از جانب مادرش كه از آل يعقوب است نيز ارث ببرد و او را فرزندى كه پيش تو پسنديده است قرار بده . در تكميل اين آيه چند مطلب هست : اوّل در مجمع البيان از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده : مراد از « موالى » عموها و عموزاده‌ها هستند . على هذا منظورش آن بود كه آنها وارثش
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 297 | على اكبر قرشى بنابى