من جانشينان بدى باشند ملائكه او را ندا كردند كه دعايت مستجاب شد ، خدا پسرى كه نامش يحيى است بر تو عنايت خواهد كرد ، با تعجّب گفت . چطور ؟ ! با آنكه خودم خشك شدهام ، زنم نيز از اول نازا بوده است ؟ فرشته جواب داد .
قضيّه همين است ، تو چيزى نبودى خدا به وجودت آورد ، مىتواند در پيرى پسرى عنايتت فرمايد .
زكريّا گفت : خدايا آيتى برايم بنما ، خطاب رسيد : زبانت سه روز بى - آنكه ناقص شوى از سخن گفتن باز خواهد ماند ، چون چنين شد ، به مردم اشاره كرد كه صبح و شام خدا را تسبيح گويند .
دوّم : يحيى عليه السّلام كه در كودكى نبوّت به او عطا گرديد و نيز عطوفت و پاكى نصيبش شد ، اهل تقوى و نيكوكار بود ، مورد سلامت خدا گرديد .
1 و 2 -
كهيعص ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا
.
راجع به حروف مقطعه ، رجوع شود به اوّل سورهء اعراف ، روايتى هم در نكتهها خواهد آمد ، مراد از رحمت ، استجابت دعاى زكريّا است « ذكر » تقديرش « هذا ذكر . . . » است ، « عبد » مفعول رحمت است يعنى : اينكه مىگوئيم بيان رحمت خداى تو است به بندهاش زكريّا . او از انبياء بنى اسرائيل و از اولاد هارون برادر موسى عليه السّلام بود ( مجمع البيان ) :
3 و 4 -
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
.
ناگفته نماند : ماجراى زكريّا در سورهء آل عمران آيهء 38 - 41 آمده است مطالعهء آن براى فهم اين آيات كمك مىكند ،
إِذْ نادى . . .
بيان رحمت در آيهء سابق است ، از سورهء آل عمران فهميده مىشود كه دعاى زكريّا بعد از ديدن معجزه در نزد حضرت مريم بوده است چنان كه فرموده :
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا