شقى : شقوه و شقاوت : بدبختى . شقىّ : بدبخت . شقاوت عدم قابليت رحمت است كه از عصيان و عدم ايمان به وجود مىآيد ، منظور از آن در آيه محروميّت از اجابت است .
موالى : ولى بر وزن عقل در اصل به معنى نزديكى است . در مجمع البيان فرموده : عموزاده را مىگويند كه در نسب به انسان نزديك است مراد از موالى در آيه عموزادهها است چنان كه خواهد آمد .
عاقر : عقر : بريدن . عاقر : زن عقيم و مرد عقيم . عاقر فقط سه بار در قرآن مجيد آمده و همه دربارهء زن زكريّا است .
راغب در وجه اين تسميه فرموده است . گويى زن نطفهء مرد را عقر و قطع مىكند .
رضى : خوشنود شده ، راضى شده ، آن به معنى مرضىّ است ، طبرسى آن را مرضيّا عند اللَّه گفته است .
سمى : همنام . به معنى همتا نيز آيد مثل
هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا
مريم / 65 .
عتيا : عتوّ ( به ضمّ اول و دوّم ) : تجاوز و نافرمانى « عتيّا » را در آيه « به كسر و ضمّ عين » خواندهاند ، آن در هر دو صورت به معنى فرتوت و پير كامل است « عتا الشيخ عتيّا : كبر و ولىّ » .
طبرسى خشك شدن وجود در اثر طول زمان گفته است .
هين : هون ( به فتح اول ) : آسانى . « هيّن » : آسان .
سويا : سوىّ در آيه به معنى صحيح و سالم است ، آن در اصل ، چيزى است كه از افراط و تفريط به دور باشد مثل
الصِّراطِ السَّوِيِّ
طه / 135 .
اوحى : وحى : در اصل به معنى اشارهء سريع است « اوحى » : اشاره