آيه در مقام امتنان است كه خدا فرمايد : ما به او تمكن و قدرت داديم و از هر چيزى وسيلهاى در اختيارش گذاشتيم تا به مقاصد خود برسد مانند عقل ، علم ، دين ، قدرت جسم ، كثرت مال ، لشكريان ، حسن تدبير و مانند آن ( در الميزان ) .
85 و 86 -
فَأَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً
اين دو آيه در بيان سفر اول ذو القرنين است و نشان مىدهد كه او در سفر مغرب به كنار دريايى رسيده كه آب آن در اثر لجنها سياه ديده مىشد و بيننده خيال مىكرد كه آفتاب در آن غروب مىكند ، اين يك امر عادى است ، ما اگر در كنار دريايى باشيم كه در آن خشكى ديده نشود ، خواهيم ديد كه آفتاب در آب غروب مىكند و از آن طلوع مىكند ، النهايه آنجا خليج كم عمقى بوده كه آب به واسطه لجن ، سياه ديده مىشده است . در اين زمينه در نكتهها توضيح داده خواهد شد .
منظور از « سببا » ظاهرا راه است
فَأَتْبَعَ سَبَباً
يعني راهى را تعقيب كرد كه همان راه مغرب بود در اينجا چند مطلب هست :
اول : آيه نشان مىدهد كه ذو القرنين در اين سفر لشكر كشى كرده و به گروهى مسلط شده است و بفكر بوده كه با آنان چطور رفتار كند چنان كه آيهء بعدى اين مطلب را روشنتر مىكند .
دوم : آيا
قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ
دليل است بر اينكه او پيغمبر بود و خدا بر او وحى فرستاده است ؟ يا از پيامبرى مأذون بود و از او دستور ميگرفت كه خدا آن را به خود نسبت داده است ؟ مانند طالوت كه از طرف پيامبر اسرائيلى به