تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
رسيد ، ظاهرا دو كوه بودن به واسطه آن شكاف معروف بود كه اقوام وحشى از آنجا حمله مىكردند رسيدن به ميان دو كوه ، رسيدن به كنار همان گذرگاه و شكاف است .
لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا
ظاهرا اشاره به بدوى بودن و در مراحل اوليهء زندگى بودن است كه چيزى نمىفهميدند ، به نظر بعضى لغت آنها براى كسى مفهوم نبود در نتيجه لغت كسى را هم نمىدانستند ولى اين بعيد است زيرا با ذو القرنين صحبت كرده‌اند . 94 -
قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا
. اين آيه نشان مىدهد كه اقوام وحشى و مأجوج از همان گذرگاه هجوم كرده و آنها را غارت مىكرده‌اند و اگر آن گذرگاه مسدود مىشد ، كوه‌ها مانع از آن بودند كه آنها به حملات خود ادامه بدهند ، لذا آن از ذو القرنين خواسته‌اند كه به او مزد و پول بدهند تا در عوض حائلى بنا كند و آن گذرگاه را بگيرد . 95 -
قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً
. اين آيه مىگويد از شما مزد نمىخواهم با نيروى انسانى به من كمك كنيد تا ميان شما و آنها سد محكمى بسازم ، از اين آيه و آيات بعدى روشن مىشود كه گفته است : به كارم مزدى نمىخواهم فقط با نيروى انسانى و وسائل به من كمك كنيد مانند كارگران و آهن و مس مذاب . « مكّنى » در اصل « مكّننى » است نون ادغام شده است يعنى : آنچه خدايم در آن از مال و وسعت به من تمكن و قدرت داده است از مزد شما بهتر است مرا