آزاد خواهيم نمود ، احتمال ضعيف آنست كه منظور پاداش آخرت باشد و اللَّه اعلم .
89 - 91 -
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً
.
آيات سه گانه در بيان سفر دوم ذو القرنين است به نظر مىآيد كه او به مشرق نيز لشكركشى كرده باشد و در آنجا به اقوامى رسيده كه در مراحل اوليه زندگى بوده و حتى از خانه ساختن نيز عاجز بودهاند .
عياشى از امام باقر عليه السّلام در تفسير
لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً
نقل كرده است كه آن حضرت فرمود :
« لم يعلموا صنعة البيوت » .
« دون » به معنى غير است يعنى براى آنها جز آفتاب پوششى قرار نداده بوديم ، الميزان مىگويد : اينكه خدا « لم نجعل » را به خود نسبت داده است معنايش آنست كه آنها هنوز متوجه خانه ساختن و مانند آن نبودهاند .
« كذلك » ظاهرا اشاره است به صدر آيه ، يعنى قضيه اين چنين بود
وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً
يعنى علم ما به آنچه در نزد ذو القرنين بود احاطه داشت ، شايد منظور آن باشد كه هر چه كرد و هر چه گفت زير نظر ما و با اجازهء ما بود نظير
قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ . . .
در آيه گذشته ، ولى صرف اينكه گفته شود : ما به حال او و تداركات و لشكريان او دانا بوديم ، چندان مفيد فائده نيست و احتمال اول قويتر است .
92 و 93 -
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا
.
از اين آيات ، سفر سوم ذو القرنين شروع مىشود ، الف و لام « السدين » براى عهد است يعني سپس راه ديگرى را در پيش گرفت تا ميان آن دو كوه