در علل الشرائع از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : موسى از موى سر خضر گرفت و گفت آيا . . . خضر گفت عقول انسانها بر كار خدا حكم نتواند كرد بلكه كار خدا بر قلوب حكم مىكند به آنچه مىبينى تسليم شو و صبر كن مىدانستم كه به همراهى من صبر نخواهى كرد ( تفسير صافى ) 75 -
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
.
تكرار آيهء 72 است در اينجا لفظ « لك » اضافه شده است و آن مفيد اين معنى است كه آن گفته متوجّه تو بود نه كس ديگر .
76 -
قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً
.
لفظ « بعدها » راجع است به « مرة » يا به مسئله ، يعنى اگر بعد از اين دفعه يا بعد از اين مسأله از كارى كه خواهى كرد سؤال كردم با من مصاحبت مكن از طرف من به عذر آنكه مرا ترك كنى رسيدهاى .
در مجمع از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده : از موسى پيامبر خدا حيا مىكنم اگر صبر مىكرد هزار عجائب مىديد : « استحيى نبى اللَّه موسى و لو صبر لرأى الفا من العجائب » .
77 -
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً
.
مراد از « استطعما » طعام خواستن به طور ميهمانى است يعنى از اهل قريه خواستند كه آنها را ميهمان كنند چنان كه
فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما
دليل آنست ، منظور از
يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ
اشراف و نزديك شدن به انهدام است « فاقامه » يعنى آن را اصلاح و مرمّت و ثابت كرد ، اين عمل كه اهل شهر آنها را ميهمان