تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
لفظ
مِنْ عِنْدِنا
و لفظ
مِنْ لَدُنَّا
نشان مىدهد كه رحمت و علم ، رحمت و علم به خصوصى بوده‌اند نه معمولى ، طبرسى رحمه اللَّه ، رحمت را نبوت دانسته و الميزان آن را تأييد مىكند ، احتمال دارد كه منظور از رحمت همان علم بخصوص باشد در اين صورت جمله اخير بيان رحمت است . منظور از « علما » همان علم به اسرار و باطن قضايا است كه در آيات بعدى خواهد آمد و آن علم تجربى و اكتسابى نبوده است . در مجمع البيان از امام صادق عليه السّلام نقل شده : در نزد خضر علمى بود كه در الواح براى موسى نوشته نشده بود ، موسى گمان مىكرد جميع آنچه محتاج اليه است در صندوق عهد او است و همه علم براى او در الواح نوشته شده است . 66 -
قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
. لفظ « رشدا » مىشود مفعول « تعلمن » باشد يعنى از آنچه تعليم يافته‌اى به من كمالى تعليم كن . طبرسى فرموده است « ان تعلمنى امرا ذا رشد » به هر حال موسى از او خواست كه از علم موهوبى خود به او تعليم كند . 67 و 68 -
قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً
. جواب خضر عليه السّلام است كه اول فرمود : تو نمىتوانى به همراهى من هرگز صبر كنى ، دوم به گفتهء خود استدلال كرد كه به باطن كارهاى من اطلاع ندارى لذا صبر نتوانى نمود ، « خبرا » تميز است و فاعل « لم تحط » ضمير مخاطب مستتر مىباشد يعنى « لم تحط به علمك » چگونه صبر توانى كرد به چيزى كه علم تو به آن احاطه نكرده است .
هامش
و لا ارض بيضاء الا اهتزت خضراء و انما سمى خضرا لذلك و كان اسمه بليا بن ملكا بن عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح عليه السّلام .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 250 | على اكبر قرشى بنابى