با خدا در خلقت شريكند و نه در وقت خلقت حاضر بودهاند ، حتى از خلقت خود نيز بىاطلاعند . معلوم مىشود كه مشركان خلقت را از خدا مىدانستهاند لذا آيه فقط تدبير شياطين را نفى مىكند .
دوم : كار خدا هدايت و رساندن به كمال است ، كار خدا دربارهء مخلوقات همين است ، نظير :
. . . الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
طه / 50
وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى
اعلى / 3 ، امّا شياطين اضلال كنندهاند ، اگر خدا آنها را كمك گيرد ، اين نقض قانون خلقت و نقض سنّت خدايى است .
52 -
وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً
.
اين آيه مانند آيهء 48 يادآورى مىكند كه رابطهء مشركان با معبودهاى خود در قيامت قطع خواهد شد ، در اين زمينه در قرآن مجيد آيات زيادى داريم نظير آيهء 94 از سورهء انعام كه در ذيل آيهء 48 گذشت و نظير :
. . . ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ
يونس / 28 .
در اين آيه آمده است كه خدا فرمان مىدهد : معبودهايى را كه گمان كردهايد شريك خدا هستند بخوانيد ، آنها هم مىخوانند و استمداد مىكنند اما جوابى نمىشنوند يعنى كارى نمىتوانند بكنند ، منظور از جعل موبق ، قطع رابطه است ، يعنى به همديگر نمىرسند مانند
وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ
.
جملهء
جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً
با تناسب « نادوا » اين حقيقت را ترسيم مىكند كه آنها معبودهاى خود را صدا مىكنند ولى به همديگر نمىرسند زيرا ميان آنها و خدايان باطل ، مهلكهاى وجود دارد كه نمىتوانند به يكديگر برسند .