است كه عبارت آخراى ، عبادت و شريك خدا قرار دادن است « 1 » .
دوم : لفظ
عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ
به جاى
عَنْ أَمْرِنا
دليل مطرود بودن شيطان است كه خداوند كاملا در غيبت او سخن مىگويد و توجهى به او ندارد .
سوم : به احتمال قوى منظور از « ذرّيّة » اتباع شيطان است از شياطين ديگر ، نه اينكه براى شيطان فرزندانى باشد كه از او متولد شده باشند ، به دليل آنكه در سورهء اعراف به جاى ذريّه ، لفظ « قبيل » آمده است كه به معنى قبيلهها و همجنسها است و در آيات ذيل ، به اتباع نوح عليه السّلام « ذريه » اطلاق شده است :
وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ
وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ . . .
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ
صافّات 76 ، 82 مىدانيم كه ياران نوح نيز از غرق سالم ماندند ، و اللَّه العالم .
51 -
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
.
استدلال است به اينكه شيطان و اتباع او حقّى در معبود بودن و شريك خدا بودن ندارند كه خدا در آفريدن آسمانها و زمين و در آفريدن خودشان آنها را حاضر و شريك نكرده است وانگهى ابليس و اتباع او گمراه كنندگانند و خدا از اهل اضلال كمك نمىگيرد ، اين سخن در حقيقت دو تا حجّت و دليل است .
اول : كسى مىتواند در تدبير عالم و از جمله انسان ، دخيل باشد كه از خلقت آسمانها و زمين و ارتباط نظام آنها مطّلع باشد ، امّا ابليس و اتباع او نه
هامش
( 1 ) در تفسير عياشى نقل است كه جميل بن دراج از امام صادق ( ع ) پرسيد :
« قال 3 سألته عن ابليس أ كان من الملائكة ؟ و هل كان يلى من امر السماء شيئا ؟ قال انه لم يكن من الملائكة و لم يكن يلى من امر السماء شيئا كان من الجن و كان مع الملائكة . . . »