از سه ماجرا سؤال كرده بودند فرمود : فردا به شما خبر مىدهم و انشاء اللَّه نگفت در نتيجه وحى چهل روز قطع گرديد ، پس از آن جبرئيل آيات را آورد .
در مجمع البيان آن را از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده و در آن هست كه وحى چند روز قطع گرديد .
به هر حال اين دو آيه يك درس بسيار بزرگى را مىدهد و آن اينكه انسان در كارهاى خود مستقل نيست تا مشيت و اذن خدا نباشد كسى قدرت انجام كارى را ندارد ، پس كارى را كه شخص مىخواهد در مستقبل انجام دهد بايد متعلق به اذن خدا بكند و انشاء اللَّه بگويد و آن دليل موحد بودن است ، موسى به خضر مىگويد :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً
كهف / 69 ، شعيب به موسى مىگويد :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
قصص / 27 ، اسماعيل به پدرش مىگويد :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
صافات / 102 ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به اصحابش فرمايد :
لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ
فتح / 27 .
« هذا » در آيه اخير اشاره است به نسيان و ذكر بعد از نسيان يعنى چون ان شاء اللَّه گفتن را فراموش كردى به هنگام يادآورى خدايت را ياد كن و بگو شايد خدايم مرا به نزديكتر از اين كمال برساند يعنى فراموش نكنم و پيوسته در ياد خدا باشم .
« شىء » تقديرش « لاجل شىء » است
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
در جاى حال است و در كلام باء ملابست مقدر است يعنى دربارهء چيزى كه تصميم به آن گرفتهاى هيچ وقت مگو : من آن را فردا مىكنم مگر در حالى يا زمانى كه مرتبط به مشيت خدا باشد ، اى « لا تقل انى فاعل الا متلبسا بمشية للَّه ( از الميزان ) .
25 -
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً
اين آيه راجع به مدت خواب آنها در غار است و آن به صريح آيه سيصد