و نه سال بوده است « سنين » عطف بيان است از « ثلث مائة » ، اين سالها قهرا سالهاى قمرى است كه در ميان عرب در آن روز فقط سالهاى قمرى معروف بوده است ، در اين زمينه روايتى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده است كه در قاموس قرآن مادهء « تسع » توضيح دادهام .
26 -
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً
.
اين آيه نشان مىدهد كه در ميان مردم در مدت خواب آنها اختلاف بوده است كه مىگويد : بگو خدا به مدت خوابشان داناتر است زيرا كه غيب آسمانها و زمين خاص اوست و در نزد او مىباشد و از همه داناتر و شنواتر است جمله
أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ
تأكيد دليل اول است ، يعنى جريان آنها از اخبار غيبت است غيبها نيز خاص خداست ، خدا از همه شنواتر و بيناتر است ، پس آنها را ديده و گفتارشان را شنيده است .
گويند : ضمير « لهم » راجع به اصحاب كهف است
ما لَهُمْ . . .
استدلال ديگرى است به علم خدا نسبت به مدت خوابشان ، يعنى اصحاب كهف را جز خدا سرپرستى نيست و خدا در حكومت خود كسى را شريك نمىكند ، على هذا آنها جز خدا ، نه سرپرست مستقلى دارند و نه سرپرستى كه با خدا شريك باشد .
و اگر منظور از « لهم » عموم مردمان باشد باز استدلال تمام است زيرا اصحاب كهف نيز مصداقى از اين عموم مىباشند .