خواهيم ساخت تا خدا را در آنجا عبادت كنند و خاطرهء آنها هميشه زنده بماند .
احتمال ديگر آنست كه ضمير « امرهم » راجع به اصحاب كهف باشد و تنازع مردم دربارهء آنها باشد ، يعنى : ياد كن وقتى را كه مردم ميان خود در بارهء آنها اختلاف مىكردند كه آيا باز به خواب رفتهاند يا مردهاند آيا دفنشان كنند يا درب غار را مسدود نمايند ؟ عدهاى گفتهاند بر آنها ديوارى بكشيد و همانطور رهاشان كنيد خدايشان بهتر مىداند اينها كيستند مردهاند يا بخواب رفتهاند ولى پادشاه و ديگر موحدان گفتهاند
لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً
.
22 -
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً
.
اين آيه مطلب ديگرى بالاتر از اصل قضيه مطرح مىكند و آن اختلاف مردم در عدد آنهاست ، فاعل « يقولون » مردمان زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هستند ، آيه به آن حضرت دستور مىدهد كه در مقابل آنها بگو فقط خدايم به تعداد آنها واقفتر است و دربارهء آنها از مردم چيزى نپرس و فقط به گفته خدا اكتفاء كن و با آنها محاجه مكن مگر محاجهء ظاهرى و غير مفصل يا مگر محاجهاى كه بر دليل آنها غالب شود .
در اينجا چند مطلب هست اول اينكه اختلافكنندگان در تعداد آنها سه گروهند و هر گروه سگشان را نيز در نظر گرفتهاند و اين مىرساند كه سگشان نيز با آنها بخواب رفته بود .
دوم : كلمهء
رَجْماً بِالْغَيْبِ
بعد از نقل قول كسانى كه گفتهاند : تعداد آنها سه يا پنج بود ، حاكى است كه اين قول بر خلاف حق است و اين مىرساند كه قول