جز خدا ، خدايانى گرفتهاند كه دليلى بر معبود بودن آنها ندارند در اين صورت از همه ظالمتراند كه به خدا افترا مىبندند و شريك قائل مىشوند ، منظور از سلطان بيّن دليل قاطع است و گر نه ممكن بود دليل عاطفى بىفائده بياورند نظير آنكه : پدرانمان چنين مىكردند ما نيز چنين خواهيم كرد ولى اين دليل بين نيست به نظر بعضى : اين سخن را ميان خودشان گفتهاند ، ولى احتمال اول قويتر است .
16 -
وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً
اين سخن آنهاست در ميان خودشان بعد از بيرون شدن از آن مجلس ، غرض از اعتزال شايد به صورت اعلام موضع و اظهار عقيده باشد يعنى وقتى كه با اظهار عقيده و كوبيدن اعتقاد آنها از مردم و خدايانشان كنار شديد ، اينها ما را اذيّت خواهند كرد ، اينها ما را مىكشند و يا به دين خودشان مجبورمان مىكنند چنان كه در آيهء 20 خواهد آمد ، آن گاه پيش خود گفتهاند ، پس برويم به آن غار ، الف و لام كهف براى عهد است .
جملهء :
يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ . . . .
همانست كه در آيهء 10 به صورت دعا آمده است
رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً
على هذا
وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً
تفسير
يَنْشُرْ لَكُمْ . . .
است و مراد از « مرفق » گشايش و سهولت امر و نجات مىباشد ، اضافه رحمت به سوى اللَّه در جاى
مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً
در آيه گذشته است كه حكايت مىكند همه راهها را در مقابل خود بسته مىديدند لذا رحمت و عنايت مخصوص خدا را خواستهاند .
17 -
وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً