در مقدمه گفته شد كه جريانشان مانند جريان ابراهيم عليه السّلام بود كه گفت
وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
و يا منظور آن بود كه مدت خواب را بدانند و رفع شبهه شود ، البته اين احتمالى است كه نگارنده مىدهم و اللَّه اعلم ، منظور از حزبين دو گروه از اصحاب كهفاند كه يكى گفت :
لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ
ديگرى گفت :
رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ
و پس از برگشتن رفيقشان از شهر معلوم شد كه گروه اول ناصحيح گفتهاند و اللَّه العالم به نظر بعضى مراد از حزبين مؤمنان و كافران از قوم اصحاب كهف مىباشند كه در مدت لبث آنها اختلاف كردند ، خدا آنها را بيدار كرد تا مدت خوابشان براى آنها معلوم شود ، ولى اين بر خلاف آيه 19 است كه خواهد آمد .
« احصى » فعل ماضى و « امدا » مفعول آن و « ما » در
لِما لَبِثُوا
به معنى مصدر است و تقدير آن « احصى لامد لبثهم » مىباشد ، زمخشرى گويد : فعل تفضيل بودن « احصى » غير سديد است ، چون آمدن فعل تفضيل از غير ثلاثى قياسى نيست .
13 -
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
در سه آيه گذشته ، فشرده قضيه به صورت يك معجزه و قدرتنمايى خدا ، نقل گرديد و نشان مىداد كه اين ماجراى به صورت اجمال براى آن حضرت و ديگران معلوم بوده است ، از اين آيه مشروح داستان شروع مىشود جمله
نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ
نشان مىدهد كه درباره آنها سخنان ضد و نقيض بود كه خدا خواسته است واقعيت را بيان فرمايد .
زيادت هدايت بعد از ايمان ظاهرا تكامل ايمان است
وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ
محمّد / 17 ، از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه در ضمن