تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
حديثى نقل شده « . . . به تمام الايمان دخل المؤمنون الجنة و بالزيادة في الايمان تفاضل المؤمنون بالدرجات عند اللَّه . . . » ( تفسير عياشى ) . 14 -
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
لفظ « ربطنا » حاكى است كه اين سخنان را در جمع مشركان گفته‌اند ، « قاموا » نشان مىدهد كه در مجلسى يا مجمعى از ميان جمع به پا خواسته و ايمان خود را اظهار و شرك را محكوم كرده‌اند . در مجمع البيان فرموده : در مجلس پادشاه به پا خواسته و چنين گفتند ، و اين مىرساند كه از خواص پادشاه بوده‌اند ، در اين سخن ، اول توحيد خدا را عنوان كرده و فرموده‌اند : جز خدا پروردگارى نيست و پروردگار ما همان پروردگار آسمانها و زمين است و در همهء اينها جز او ربى نيست ، شايد مشركان در آن روز براى هر يك از اقشار موجودات ، پروردگارى معتقد بوده‌اند و آنها با اين سخن عقيده قوم خود را محكوم كرده‌اند . آن گاه در تأكيد اين سخن گفتند :
لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً
اين جمله نشان مىدهد كه بت پرستى بر آنها تحميل مىشده است كه در مقابل گفته‌اند : هرگز چنين كارى نخواهيم كرد كه در اين صورت باطل گفته‌ايم و باطل را به جاى حق گذاشته‌ايم . 15 -
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
احتمال دارد كه اين سخن را در مجلس شاه و پيش روى شاه گفته‌اند وقتى كه پادشاه گفت چرا از دين اين مردم كنار مىشويد و چرا تفرقه مىاندازيد ؟ در اين صورت اين آيه بقيهء سخن آنها در آيه قبل است . خلاصه سخنشان آنست كه اين قوم ما كه عقيده‌شان را به رخ ما مىكشى