تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
اللَّه اعلم « 1 » . ديگرى آن بود كه اهل آن شهر به معاد اعتقاد پيدا كنند و آن را ناممكن ندانند ، چنان كه در آيهء 21 فرموده :
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها
. سوم : داستان اصحاب كهف از آيه 9 تا 12 به طور اجمال بيان شده و بعد به طور تفصيل ، بازگو گرديده است ، به نظر مىآيد : نقل اجمالى داستان به مناسبت آيه عجيبه بودن و در زمينه
مِنْ آياتِنا عَجَباً
است و تفصيل قضيه در جواب سؤال مشركان بوده است ، وانگهى ظاهر :
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
نشان مىدهد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از آن داستان اجمالا خبرى داشته است ( از الميزان ) اين مقدار كه گفته شد براى مقدمه كافى است ، بقيهء مطالب در « نكته‌ها » خواهد آمد . 9 -
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
. در باب تفسير گفته‌اند « ام » به معنى « بل » و همزهء استفهام است و تقدير آن « بل احسبت » مىباشد ، اصحاب كهف و رقيم هر دو يكى هستند ، علّت آنكه اصحاب « رقيم » نامگذارى شده‌اند كه حال آنها را در صفحه‌اى از مس نوشته و در كنار غار نصب كرده بودند ، چنان كه در تفسير عياشى قريب به اين مضمون از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه نقل شده است « 2 » . گويند مراد از « رقيم » داستان آن سه نفر است كه به غارى پناه بردند
هامش
( 1 ) و يا اينكه اين جريان مانند حكايت ابراهيم ( ع ) است كه گفت :. . . رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِيبقره / 260 . ( 2 ) « عن ابى عبد اللَّه عليه السلام . . . قال هم قوم فروا و كتب ملك ذلك الزمان باسمائهم و اسماء آبائهم و عشائرهم فى صحف من رصاص فهو قوله اصحاب الكهف و الرقيم .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 187 | على اكبر قرشى بنابى