104 -
وَ قُلْنا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الْأَرْضَ فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ جِئْنا بِكُمْ لَفِيفاً
منظور از « الارض » صحراى سينا يا زمين فلسطين است كه بنى اسرائيل بعد از موسى از سينا گذشته و داخل آن شدند ، گر چه فاصلهء بودن در صحراى سينا و داخل شدن به فلسطين چهل سال كشيد ، على هذا مراد از
اسْكُنُوا الْأَرْضَ
همانست كه در آيهء ديگر آمده :
يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ . . .
مائده / 21 .
منظور از « الاخرة » ظاهرا حيات آخرت و روز قيامت است و منظور از لفيف به نظرم مختلف و با هم بودن بنى اسرائيل و فرعونيان است و ذيل آخرت شايد براى آن باشد كه بار ديگر در قيامت آنها را خواهيد ديد و ميان شما و آنها به حق قضاوت خواهد گرديد .
يعنى : پس از غرق فرعون به بنى اسرائيل گفتيم : على رغم فرعون كه مىخواست شما را متفرق كند در فلسطين ساكن شويد ، بار ديگر با فرعونيان در قيامت جمع خواهيد شد .
105 -
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
از اين آيه باز به وصف قرآن توجه شده است ، تكرار « الحق » براى تأكيد است و اگر « و به نزل » مىگفت باز صحيح بود ، اين آيه مىتواند بآيهء 73
وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا . . .
مربوط باشد . يعنى قرآن را به حق نازل كردهايم و حق نازل شده است ، باطل را در آن راهى نيست ، تو هم فقط بشارتدهنده و انذاركنندهاى و حق دخل و تصرف ندارى و آنچه نازل گشته است بايد همان را تبليغ كنى .
106 -
وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا