تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
شنيدن . « الجهر : رفع الصوت » در اقرب الموارد آمده : « جهر الصوت جهرا و جهارا : اعلاه » ، به نظر مىآيد جهر قولى آشكار كردن معمولى نيست بلكه شبيه به فرياد است . تخافت : خفت ( بر وزن عقل ) : آهسته سخن گفتن . ظاهرا مراد از « لا تخافت » بسيار آهسته گفتن است كه حتى خود گوينده هم نشنود .

شرحها

در اين آيات جريان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در آوردن قرآن و اعراض مشركان و خواستن معجزات ديگر ، به جريان موسى عليه السّلام مقايسه شده است ، يعنى حال تو مانند حال موسى است كه 9 معجزه آورد ، مورد قبول واقع نشد ، بالاخره غرق شدند . و مؤمنان نجات يافتند . سپس همانطور كه مكرر وصف قرآن در اين سوره آمده است باز بذكر وصف قرآن و علّت نزول تدريجى آن توجه شده است . آن گاه در دو آيه اخير ، با ذكر توحيد ذات و قدرت و تسلط كامل خدا بر جهان خلقت ، سورهء مباركه پايان يافته است . 101 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً
منظور از معجزات نهگانه عبارت است از عصا ، يد بيضاء ، طوفان ، ملخ ، قمل ، خون ، قورباغه ، قحطى ، كمى ثمرات . عصا و يد بيضاء كه روشن است ، معجزات هفتگانه ديگر در سورهء اعراف آيات 130 و 131 گذشت . به نظرم سؤال از بنى اسرائيل به علّت تأكيد مطلب است يعنى آنها هم نه تا بودن معجزات موسى