بصائر : بصر : بينايى چشم . بصيرت : بينايى قلب ، جمع آن بصائر است ، آن به معنى معرفت و بينش است ، مراد از آن در آيه معجزات موسى است كه معرفت مىدهند .
مثبور : ثبور : هلاكت . « مثبور » هلاك شده . « ثبره اللَّه : اهلكه » .
يستفزهم : فز : كشاندن . خيزاندن . راندن .
أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ
: اينكه براند آنها را .
لفيفا : لف : پيچيدن و جمع كردن « لفيف » : جمع شده ، گويا مراد از آن آمدن خوبان و بدان با هم است .
فرقناه : فرق : جدا كردن . منظور از فرقناه ، نزول تدريجى قرآن است يعنى : نزول آيات و سورههاى قرآن را از حيث زمان از هم جدا كرديم .
مكث : توقف . اقامت . درنگ . راغب گويد « ثبات مع الانتظار » منظور از آن ، خواندن به تدريج و با فاصلهء زمانى است .
يخرون : خر و خرور ( بر وزن عقول ) : افتادن توأم با صدا ، گويى منظور از صدا همان ذكر سجده است چنان كه راغب مىگويد .
اذقان : ذقن ( بر وزن شرف ) : چانه جمع آن اذقان است .
سجدا : ساجد : سجده كننده ، يكى از جمعهاى آن « سجد » است .
خشوعا : خشوع : تذلل و تواضع . طبرسى در ذيل آيه 45 از سورهء بقره فرمايد : خشوع ، تذلل و اخبات نظير هم هستند ، ضد خشوع ، تكبر است ، خشوع در تواضع با صدا و چشم و خضوع در تواضع بدنى و اقرار به خدمت است ، اصل هر دو نرمى و آسانى است .
لا تجهر : جهر : آشكار شدن و آشكار كردن . خواه به وسيله ديدن باشد يا