آن بود كه گفتند : بايد خدا و ملائكه را روبرو بياورى تا بهبينم و بر رسالت تو گواهى دهند .
93 -
أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
پنجم آنكه گفتند : يا بايد خانهاى داشته باشى زرنگار ، اين هم بىجاست و از شئونات رسالت نمىباشد و داشتن خانه مزين با طلا ، دليل رسالت نمىشود .
ششم آنكه گفتند : يا بايد به آسمان بالا روى و به بالا رفتنت ايمان نمىآوريم مگر آنكه كتابى بر ما بياورى كه به بينيم و بخوانيم ، در جواب همهء اينها آمده :
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
.
مشروح جواب چنين است : سبحان ربّى يعنى تعجب مىكنم از اين درخواستهاى شما ، اگر اينها را از من مىخواهيد به عنوان اينكه بشرم ؟ بشر كه قدرت اينكارها را ندارد و اگر به عنوان اينكه رسولم ؟ وظيفه رسول آنست كه گفتههاى خدا را ابلاغ كند و هر معجزهاى كه خدا داده بيان نمايد ، من چون فقط بشرم و پيامبر ، اينها در شأن من نيست . در شأن نزول اين آيات روايتى از ابن عباس نقل شده كه در مجمع البيان آمده است .
94 -
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا
اين آيه و آيهء بعدى در نقل ورد شبههاى است كه ظاهرا بر مشركان عارض شده و آن اينكه : پيامبر بايد از ملائكه باشد چنان كه در آيهء ديگر آمده :
ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ . . .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ
مؤمنون 24 ، در جواب اين شبهه آمده است : رسالت ضرورى است و ميان رسول و مرسل