تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
رفاتا : رفت : شكستن و كوبيدن . رفات هر چيزى است كه شكسته و كوبيده شود ، مراد از آن در آيه استخوانهاي خاك شده است . قتورا : قتر : كم كردن . تنگ گرفتن . قتور : كم كننده و بخيل يا بسيار بخيل . زيرا فعول صيغهء مبالغه است .

شرحها

در اين آيات اولا معجزاتى كه مشركان از آن حضرت خواسته‌اند ذكر شده است ، در اين خواسته‌ها بيخردانه سخن گفته‌اند گويى فقط منظورشان آن بود كه در مقابل آن حضرت عذرهايى بياورند و چيزهايى بخواهند بىآنكه متوجه باشند آيا چنين چيزها از پيغمبر ساخته است و يا از وظائف رسالت مىباشد ؟ در اين خواسته‌ها يك قسمت ناممكن است مانند آوردن خدا و ملائكه ، قسمت ديگر از رسولان گذشته ديده نشده بود مانند رفتن به آسمان و آوردن كتاب ، قسمت ديگر چيزهايى است كه از شئون رسالت نيست مانند ثروتمند بودن و نهر جارى كردن وانگهى اقلا نگفتند از خدايت بخواه بلكه گفتند : خودت اين كارها را بكن لذا در جواب آمده : من بشرم و پيامبر ، اينها از بشر ساخته نيست و از شئونات رسالت نمىباشد . ثانيا : علّت عدم ايمان مشركان ذكر شده كه از بعثت انسان تعجب مىكردند با آنكه بايد انسان ، پيامبر باشد ، و اگر در روى زمين ملائكه ساكن مىبودند آن وقت لازم بود پيغمبر از ملائكه باشد . ثالثا : فرموده خدا ميان من و شما گواه است ، مردم در آينده رحمت و عذابى در پيش دارند ، خدايى كه خالق آسمانها و زمين است قدرت آوردن قيامت را دارد ، بشر موجودى بخيل است كه حتى اگر خزائن خدا را مالك شود باز