تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
اگر
ذلِكَ جَزاؤُهُمْ
اشاره به
كُلَّما خَبَتْ . . .
باشد مراد آنست كه آنها در دنيا بعد از مردن خلقت جديد را انكار كردند ، در جهنم مرتب نزديك به خاموش شدن و مشتعل شدن را ادامه مىدهيم تا پيوسته نظير حالت مردن و زنده شدن در آنها باشد . عياشى از امام سجاد عليه السّلام نقل كرده : « ان فى جهنم لواديا يقال له سعير ، اذا خبت جهنم ، فتح بسعيرها و هو قول اللَّه كلما خبت زدناهم سعيرا » . 99 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ قادِرٌ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً
استدلال است بر معاد و آن يكى از راههاى ششگانهء معاد است كه در آخر سورهء حجر بيان شد ، يعنى آخرت همان دنيا است كه در شكل ديگر و قالب ديگر و شرائط ديگر خواهد بود ، خدايى كه اين جهان را خلق كرده مىتواند آن را در شكل ديگرى بوجود بياورد ، ضمير « مثلهم » راجع است به انسانها . اگر مقدارى از گل را به شكل خشت در آوريم ، سپس آن را به هم زده بار ديگر در قالب بزنيم ، مىتوان گفت : اين خشت اول است و نيز مىتوان گفت : اين مثل خشت اول است ، اين چنين است مقايسه انسان در قيامت نسبت به او كه در دنيا بود ، به علّت روح او اين همان انسان است كه در دنيا بود و نيز مىشود گفت : كه اين مثل او است زيرا با بدن جديد است ولى روح مستقل كه حافظ وحدت است در هر دو يكى است . در الميزان فرموده : هم مثل بودن از جهت مقايسهء بدن جديد با بدن اول است قطع نظر از روح كه حافظ وحدت و شخصيت انسان است . . . آن نزد خدا محفوظ است بىآنكه باطل يا معدوم شود و چون به بدن جديد داخل شود آن همان انسان دنيوى مىشود ، چنان كه انسان در دنيا واحد شخصى است و بر وحدت
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 151 | على اكبر قرشى بنابى