امساك مىكند ، به همين جهت است كه بر رسالت آن حضرت ناراحتند و بخيل هستند از اينكه خدا به مردم پيامبرى بفرستد .
90 -
وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً
.
در اين آيه و سه آيهء بعدى ، شش چيز از آن حضرت خواستهاند و ايمان آوردن خود را مشروط به اين شش چيز كردهاند و گفتهاند : در غير اين صورت ابدا تسليم نخواهند شد .
اول : آنكه : از زمين مكه جدول آبى جارى كند ، تا مشكلات آنها تا حدى بر طرف شود ، پيداست كه اين از شئونات رسالت نيست و اگر آن كار را مىكرد باز دليلى بر رسالت او نمىشد .
91 -
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً
اين دومين خواستهء آنهاست كه گفتند : يا بايد براى تو باغى باشد پر از درختان خرما و انگور و در وسطهاى آن باغ ، جويها روان سازى ، اينهم از شئونات نبوت نيست و اگر چنان باغى هم داشت دليل نبوت نمىشد « تفجيرا » حكايت از وسعت و كثرت دارد .
92 -
أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا
سوم آن بود كه گفتند : يا آسمان را چنان كه خود گفتهاى تكه تكه بر سر ما ساقط كنى ، در آيهء نهم از سورهء سبأ آمده :
. . . إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ
شايد لفظ « زعمت » را بنا بر اين آيه گفتهاند كه قرآن از ريختن تكههاى آسمان خبر داده است ، على هذا سورهء سبأ پيش از اسراء نازل شده است ولى در مقدمه آمده كه سبأ بعد از اسراء نازل شده است . چهارم