90 - مشركان گفتند : هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر آنكه جدول آبى از اين زمين بر ما جارى كنى .
91 - يا اينكه باغى از خرما و انگور داشته باشى كه در وسطهاى آن نهرها بشكافى .
92 - يا آسمان را چنان كه از پيش گمان كردهاى تكه تكه بر ما ساقط كنى يا خدا و ملائكه با ما رودررو بياورى .
93 - يا خانهاى زرنگار داشته باشى يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتنت ايمان نخواهيم آورد مگر آنكه كتابى براى ما بياورى كه آن را بخوانيم بگو : عجبا مگر سواى بشر و رسولم ؟ !
94 - وقتى كه هدايت آمد ، از ايمان آوردن مردم مانع نشد مگر آنكه گفتند : آيا خدا بشرى را رسول فرستاده است ؟
95 - بگو : اگر در روى زمين ملائكه ساكن بودند كه آرام راه مىرفتند ، حتما براى آنها از آسمان فرشتهاى را پيغمبر مىفرستاديم .
96 - بگو : خدا ميان من و شما در گواهى بس است كه او به بندگان خويش آگاه و بيناست .
97 - هر كه را خدا هدايت كند . هدايت يافته اوست و هر كه را گمراه كند جز خدا براى آنها ياورانى نخواهى يافت ، روز قيامت آنها را چهرههايشان رو به زمين محشور مىكنيم كه كور و لال و كر هستند ، جايشان جهنم است هر وقت فرو نشيند آتشى افروخته بر آن مىافزائيم .
98 - آنست كيفر آنها ، كه به آيات ما كافر شدند و گفتند : وقتى كه استخوانها و خاك شديم آيا ما در خلقت جديد برانگيخته خواهيم بود ؟
99 - آيا ندانستهاند : خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده ، مىتواند امثال آنها را بيافريند و براى آنها اجلى بىشك قرار داده ولى ستمكاران جز انكار نمىكنند .
100 - بگو : اگر شما مالك خزائن روزى خدا بوديد ، حتما از ترس تمام شدن امساك مىكرديد ، انسان موجودى بسيار بخيل است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص١٤٤