است كه اسباب ظاهريه ، او را وقت نعمت از خدايش مشغول مىكند و از خدا رو گردان مىشود و وقت ضرر و زيان مأيوس مىگردد ، چنين كسى در مقابل قرآن موضع مىگيرد .
84 -
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا
انسانها وقتى كه به دنيا مىآيند هيچ چيز جز طبيعت صحيح و سالم در آنها نيست و به حكم
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
زمينه خير و شرّ در وجودشان موجود است ، آن گاه در اثر عوامل خارجى طبيعتهاى ثانوى و ملكههاى خير و شر در آنها به وجود مىآيد ، اعمال خوب و بد انسانها ناشى از آن طبيعت ثانوى است كه همان شاكله و سجيه است .
در عين حال ، اين طبيعت ثانوى ، مقتضى اعمال خير و شرّ است نه علّت تامه به عبارت ديگر : انسان در خوب و بد مسلوب الاختيار نمىشود ، گر چه صدور اعمال نيك ، با سجيه ناپاك بسيار مشكل است ، لذا لفظ
أَهْدى سَبِيلًا
با صيغهء تفضيل آمده است يعنى مؤمن هدايت يافتهتر است و در كافر و ظالم نيز مقتضى هدايت هست و به كلّى از بين نرفته تا مسلوب الاختيار شود .
به نظر الميزان : اين آيه در رابطه با آيهء
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ . . .
است ، در آن آيه روشن شد كه قرآن براى مؤمنان شفاء و رحمت و براى ظالمان جز ضرر نمىافزايد ، گويى پس از اين مطلب گويندهاى مىگويد : اگر قرآن براى هر دو گروه ، شفاء و رحمت مىبود به غرض رسالت و دعوت به سوى حق نافعتر بود خدا به آن حضرت دستور مىدهد كه در جواب ، به آنها بگو :
اعمال شما ناشى از سجيه و طبيعت ثانوى شما است هر كه شاكله و طبيعتش مناسب هدايت باشد ، هدايتش آسان و قرآن براى او شفاء و رحمت مىشود و هر كه طبيعتش ظالم و ناسازگار باشد شنيدن قرآن براى او جز خسران نمىافزايد