لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
در اين آيه در تعريف قرآن كه شفاء و رحمت است ، فرموده : جن و انس از آوردن چنين كلامى ناتوانند هر چند كه در ساختن آن همديگر را يارى كنند ، قرآن مجيد بارها اين تعبير را آورده است ، در آيه
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ . . .
بقره / 23 در خصوص اعجاز قرآن سخن گفتهايم آرى آوردن قرآنى اين چنين در فصاحت و بلاغت و نظم و معانى و بدون نقص و قابل انطباق بر مقتضيات هر عصر ، از عهده بشر خارج است .
بعضى از بزرگان فرمودهاند : از اينكه عموم
الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ
غير عرب را نيز شامل است معلوم مىشود نظر تنها به لفظ و فصاحت قرآن نيست بلكه معانى آن نيز در نظر است چون غير عرب را در آوردن الفاظ عربى راهى نيست .
89 -
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
يعنى : ما در اين قرآن هر جريان و مطلب را در قالبهاى گوناگون و اسلوبهاى مخصوص بيان كرديم ولى براى اكثر مشركان جز انكار نيافزود ، تعريف بيان كردن مطالب در اسلوبهاى گوناگون است ، منظور از « مثل » وصفى است كه مقصود را روشن مىكند .
در مجمع البيان فرموده : مثل گاهى خود شىء ، گاهى صفت شىء و گاهى شبيه شىء است « من » در
مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
براى بيان است . ممكن است مراد از « كفور » ناسپاسى باشد كه با كفر نيز سازگار است .