نكتهها
روح مستقل و مجرد : در سورهء حجر ذيل آيهء
فَإِذا سَوَّيْتُهُ . . .
در نكتهها در بارهء روح مجرد و مستقل سخن گفته شد ، پيش از آنكه در زمينهء آيهء
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ . . .
سخن بگوئيم بايد بدانيم كه مسئله روح و نفس و بقاء روح پس از مرگ از امّهات معارف اسلامى است ، نيمى از معارف اصيل غير قابل انكار اسلامى ، در اصالت روح و استقلال آن از بدن و بقاء بعد الموت آن استوار است ، تمام آياتى كه صريحا زندگى بلافاصله پس از مرگ را بيان مىكنند دليل است كه قرآن روح را واقعيتى مستقل از بدن و باقى بعد از فناى بدن مىداند . . . تنها قرآن نيست كه اصالت روح را در آيات متعدد خود تأييد كرده است بلكه در حد تواتر در كتب حديث و دعا و نهج البلاغه از جانب رسول اكرم و ائمه اطهار اين مطلب تأييد شده است .
حقيقت اين است كه انكار روح ، يك انديشه كثيف متعفن غربى است كه از حسگرايى و مادىگرايى غربى سرچشمه ميگيرد و متأسفانه دامنگير برخى از پيروان با حسن نيت قرآن هم شده است « 1 » .
پس از روشن شدن اين سخن ، به نظر من مراد از روح در
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ . . .
روحى است كه در بدن انسان است ، چون مسأله روح و بدن از قديم الايام در سر زبانها و مورد بحث و نقد بوده است ، مخصوصا كه در مجمع البيان نقل شده : يهود به مشركان گفتند از محمّد صلى اللَّه عليه و آله بپرسيد روح چيست ؟ اگر گفت مىدانم بدانيد كه پيغمبر نيست و اگر اظهار بىاطلاعى كرد بدانيد كه پيغمبر است . . .
در مقابل سؤال آنها ، چون حقيقت روح بر ما شناخته نيست و نخواهد بود ،
هامش
( 1 ) اين عبارت از مرحوم شهيد مطهرى است ( حيات اخروى ص 11 ) .