تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
حرف ما را باور نخواهى كرد ، پيراهن يوسف را كه با خون حيوانى آغشته بودند به عنوان آن عمل نشان يعقوب دادند ، يعقوب ( ظاهرا در ضمير خود ) گفت : چنين نيست بلكه نقشه‌اى بازى كرده‌ايد كه باطنتان آن را خوب وانمود كرده است ، صبر مىكنم ، صبر بهتر است و در آنچه مىگوئيد از خدا مدد مىخواهم ( پدر شروع كرد در فراق فرزندش به سوختن و ساختن ) . 7 -
لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ
. از اين آيه معلوم مىشود كه ، كسانى قصهء يوسف و برادرانش را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خواسته‌اند و آن سبب نزول اين سوره بوده است چنان كه در بند دوم از مقدمه گفته شد ، منظور از « آيات » موعظه‌ها و پندها و بينشهاست كه در بند سوم مقدمه گفتيم ، آرى اين ماجراى پر از اندرزها و آگاهيهاست . 8 -
إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
. از اينكه مىگويند : يوسف و برادرش معلوم مىشود كه يوسف و برادرش از مادر ديگرى بوده و با آنها فقط برادر پدرى بوده‌اند چنان كه در روايات آمده است
وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ
جملهء حاليه است يعنى با آنكه ما جماعت نيرومندى هستيم و كارهاى او را اداره مىكنيم ، باز پدرمان يوسف و برادرش را از ما بيشتر دوست مىدارد چون اين استدلال به نظرشان تمام بود لذا گفتند : پدرمان در اين كار بيراهه مىرود ، چطور مىشود شخص دو كودك را كه مشكلى را حل نمىكنند از يك گروه ده نفرى كه كارش را روبراه مىكنند بيشتر دوست دارد ! منظورشان از ضلالت ، كج‌سليقه‌گى و مانند آن است نه كفر ( نعوذ باللّه ) زيرا دوست داشتن بيشتر ، مستلزم خروج از دين نمىشود وانگهى آنها همه مسلمان بودند ، محال است ، كه به پدرشان چنان نسبتى بدهند . اينكه يعقوب عليه السّلام آنها
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 91 | على اكبر قرشى بنابى