تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
لا تأمنا : در اصل « لا تأمننا » بود يعنى اعتماد نمىكنى بما ، امين نمىدانى ما را . يرتع : رتع : گردش ، تفرج « يرتع و يلعب » به معنى تفرج و بازى كردن است . مجزوم بودن آن دو به علّت واقع شدن در جواب امر است كه در واقع جزاء شرط محذوف است يعنى : « ان ارسلت يرتع و يلعب » . ذئب : ( بكسر - ذ ) : گرگ . اين كلمه سه بار در قرآن آمده است ( يوسف / 13 ، 14 ، 17 ) . عشاء : آخر روز يا شبانگاه . راغب آن را از اول غروب تا وقت نماز عشاء گفته است ، آن فقط دو بار در قرآن آمده است ( يوسف / 16 ، نور / 58 ) . نستبق : سبق : تقدم و پيش افتادن . استباق : مسابقه و پيشى گرفتن بر يكديگر « نستبق » مسابقه مىدهيم . قميصه : قميص : پيراهن . آن شش بار در قرآن مجيد آمده است . كذب : ( بر وزن الف ) : دروغ . « دم كذب » خون دروغ يعنى خون يوسف نبود ، به دروغ مىگفتند كه خون يوسف است . سولت : تسويل : تزيين . خوب وانمود كردن نفس . آسان كردن نيز آيد
سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً
ضميرتان امرى را بر شما خوب وانمود كرده است . مستعان : عون : يارى . مستعان اسم مفعول است : يارى خواسته شده .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 89 | على اكبر قرشى بنابى