كه شما از او غافليد و مشغول كار خود مىباشيد ، مىشود گفت كه برادران يوسف دروغ مخصوص تهيه كرده بودند كه به پدر بگويند ولى اين تعليل يعقوب سبب شده كه مسئلهء گرگ خوردن را پيش بكشند كه خواهد آمد . در صافى از علل الشرائع از امام صادق عليه السّلام نقل شده :
« قرب لهم العلة فاعتلوا بها فى يوسف » .
در مجمع البيان فرموده : گويند يعقوب در خواب ديده ده عدد گرگ به يوسف حمله كرده قصد كشتن او را دارند ، گرگى از آنها از يوسف حمايت مىكند ، در اين بين زمين شكافته شد و يوسف در آن رفت بعد از سه روز از آن بيرون آمد ، از اينجا بود كه يعقوب گفت : مىترسم گرگ او را بخورد و در ضمن روايتى از امام سجاد عليه السّلام نقل شده علت ابتلاء يعقوب آن بود كه هر روز قوچى ذبح مىكرد ، آن را صدقه مىداد و خود و خانوادهاش از آن مىخوردند ، روزى فقيرى مؤمن و روزهدار وقت افطار بر خانهء يعقوب عليه السّلام ايستاد و طعام خواست ، گفتهء او نپذيرفتند و به او چيزى ندادند ، او مأيوس برگشت ، گريه كرد و به خدا شكايت نمود و شب را گرسنه خوابيد ، اين سبب ابتلاء يعقوب به فراق يوسف عليه السّلام شد « 1 » ولى لحن روايت نشان مىدهد كه يعقوب از اين كار بىخبر بوده است و اللَّه العالم .
14 -
قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ
.
لحن جوابشان طورى است كه گويى پدرشان فقط از اينكه او را گرگ بخورد نگران است نه از حيلهء آنها لذا نگرانى پدر را به طور جدى نفى كرده و گفتند اگر گرگ او را بخورد و ما با اين نيرومندى نتوانيم از او حفاظت كنيم ، حتما زيانكارانيم ، يعنى نخواهيم گذاشت او را گرگ بخورد ، بالاخره
هامش
( 1 ) در مجمع البيان و تفسير عياشى و الميزان اين روايت نقل شده است ، قسمتى از آن با ترجمهء آزاد در اينجا نقل گرديد .