بهرهء آنها را از عذاب خواهيم داد چنان كه نصيب آنها را داديم ، در كار اينها تقليد باطل و عمل بدون دليل حكمفرماست .
110 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
.
به نظر مىآيد : اين آيه در رابطه با تأخير عذاب از اهل مكه است يعنى ما به موسى تورات داديم ، امتش در آن اختلاف كردند ، بعضى آن را پذيرفته و بعضى انكارش كردند ، لازمهء اين كار آن بود كه منكران عقوبت شوند ولى چون مسئله مهلت و مجال دادن و عجله نكردن در عقوبت از سنت خداوند است ، به زودى عقوبت نشدند ، اهل مكه نيز چنين هستند ولى بالاخره عقوبتشان خواهد رسيد .
مراد از
كَلِمَةٌ سَبَقَتْ
مسئله مهلت و مجال است كه : خدا خواسته مجال تفكر و برگشت داشته باشند و يا به حكم
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
استحقاق عذاب حتمى گردد . يعنى : اگر قول مهلت از جانب خدا نبود ميان اختلاف كنندگان به حق قضاوت مىشد و منكران عقوبت مىشدند . به نظر مىآيد « انهم » راجع است به اهل مكه و « منه » راجع است به عذاب و قضاء كه از
لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
فهميده مىشود و « مريب » براى تأكيد شك است مثل
حِجاباً مَسْتُوراً
يعنى اهل مكه از عقوبت الهى در شك بزرگى هستند .
الميزان اولى را به يهود و دومى را به تورات برگردانده است ، به نظر بعضى اولى راجع به اهل مكه و دومى راجع به قرآن است ، ولى هر دو بعيد مىباشند .
ناگفته نماند : گرچه تورات بعد از خروج بنى اسرائيل از مصر ، نازل شده است ولى حال تورات از جهت قبول و انكار مانند قرآن قبل از هجرت