به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده : از اينكه اهل مكه بتپرستاند در دين خود در شك مباش ، اينها همان راه باطل را مىروند كه امتهاى گذشته رفتند و تار و مار شدند و ما بى كم و كاست بهرهشان را از عذاب خواهيم داد ، اينكه زود عقوبت نمىشوند ، چون تدريج و مهلت از سنتهاى خداست ، جريان موسى نيز چنين بود ، آنان كه دربارهء موسى اختلاف كردند خدا بعد از مهلت گرفتارشان كرد .
تو و پيروانت در راه توحيد استوار و محكم باشيد ، محبت ظالمان را در دل نگيريد و به آنها تكيه نكنيد و گرنه آتش خدا شما را مىگيرد و كسى به فريادتان نمىرسد ، نماز را در دو طرف روز و در نزديكيهاى شب بخوان كه خوبها بدها را از بين مىبرند استقامت كن كه اجرت با خداست .
عجبا ؟ چرا از اقوام گذشته گروهى نبودند كه ديگران را از فساد نهى كنند تا تار و مار نشوند ، فقط كمى از نجات يافتهگان ماندند ديگران مشغول لذائذ مادى شدند و گرنه ، اگر اهل اصلاح بودند ، خدا هلاكشان نمىكرد ، اگر خدا مىخواست مردم به دو دسته تقسيم نمىشدند ولى خدا چنين نخواسته ، در نتيجه ، گروهى در ضلالت خواهند بود و مالا وعدهء خدا جاى خود را خواهد گرفت كه جهنم را از بدكاران جن و انس پر خواهد كرد . و بشريت به چنان وضعى منتهى خواهد شد .
109 -
فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا كَما يَعْبُدُ آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ
.
ممكن بود به نظر آن حضرت بيايد كه اين چه وضعى است و چرا زمان اين چنين شده و مردم از توحيد به طرف شرك رفتهاند ؟ خدا در نتيجهگيرى از قصص گذشته مىفرمايد : در باطل بودن معبودها و عبادت اهل مكه شك نكن اينها از قماش گذشتگانند و مانند پدرانشان به باطل عبادت مىكنند و ما بدون كم و كاست