ظاهرا قريهها و شهرهاست كه در وقت نزول قرآن بعضى از آنها قائم بود يعنى آثارى از آنها مانده بود مانند خرابههاى قراء لوط كه فرموده :
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
عنكبوت / 35 و بعضى آثارشان از بين رفته و اثرى از آنها نبود مانند قراء قوم نوح و عاد . و اگر منظور خود آن اقوام باشد ، بايد ديد كدام يك از آنها در وقت نزول آيه وجود داشتهاند .
101 -
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ
.
يعنى تصور نكنيد كه خدا با آنها اعمال غرض كرد بلكه خودبخود ظلم كردند ، مقتضاى خروج از عبوديت و نظام خلقت همان بود ، آن وقت افزوده نتيجهء كار آن بود كه خدايا نشان هيچ فايدهاى به آنها نرسانيدند و فقط به آنها هلاكت افزودند ، چون اگر دل به آنها نبسته بودند ، شايد به خدا استغاثه مىكردند و مورد رحمت واقع مىشدند .
102 -
وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ
.
در اين آيه عقوبت كلى خدا به بعضى از مصاديق آن تشبيه شده و آن وقت فرموده كه عقوبت خدا دردناك و سخت است بايد مردم از اينها عبرت بگيرند .
103 -
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ
.
چون عذاب دنيا نمونهاى از عذاب آخرت و مبتلايان در دنيا همان مبتلايان در آخرت هستند لذا فرموده : در اين عذابها موعظه است براى آنان كه از عذاب آخرت مىترسند ، آن وقت در مقام بيان اينكه بالاخره همه به آن روز