به كار رفته است .
القرى : قريه نام موضعى است كه مردم در آن جمع شدند ، بمردم نيز قريه گويند و در هر دو معنى به كار مىرود ، جمع آن قرى است ، قريه بيشتر در شهر به كار مىرود تا در روستا ( قاموس قرآن ) .
حصيد : حصد : درو كردن . حصيد : درو شده ، منظور كوبيده شده و از بين رفته است .
تتبيت : تب و تباب : خسران و زيان ، به قول طبرسى زيان موجب فساد و به قول راغب زيان مستمر . « تتبيب » : خسران يا به خسران كشيدن .
شقى : شقو ، شقوه ، شقاوت و شقاء : بدبختى . مقابل آن سعادت است .
سعادت و شقاوت يك حالت نفسانى است كه رسيدن به خير و شر را ميسر مىكنند . شقى : بدبخت . سعيد : خوشبخت .
زفير : زفير به درون كشيدن نفس است با صوت توأم با اندوه ، اصل آن به معنى سختى است شهيق صداى فظيعى است كه از جوف خارج مىشود با نفس كشيدن ، اصل آن به معنى طول مفرط است . زجاج گويد : زفير و شهيق از صداى انسانهاى غمگين است ( مجمع البيان ) آه و انين ، بقاموس قرآن رجوع شود .
مجذوذ : جذ : شكستن . پراكندن . بريدن . در اينجا معناى اخير مراد است
غَيْرَ مَجْذُوذٍ
: غير مقطوع يعنى دائمى .
شرحها
در اين آيات در تعقيب مطالب گذشته بجريان موسى و فرعون اشاره شده