بيان مىكند .
در مجمع فرموده به طور مرفوع از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده كه از حضرتش سؤال شد : آيا مؤمن زنا مىكند ؟ فرمود : گاه باشد . گفتند : مؤمن دزدى مىكند ؟ فرمود : گاه باشد . گفتند : مؤمن دروغ مىگويد ؟ فرمود :
نه ،
إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ . . .
« 1 » در اين آيه دروغگويان منحصر شدهاند به آنهايى كه بآيات خدا ايمان نمىآورند .
106 -
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
اين آيه و آيات بعدى در بيان ماجراى عمار بن ياسر و مسئلهء تقيه است كه به مسئله هجرت و جهاد مىرسد كه در ذيل آيه 28 از سورهء آل عمران گفته شد .
در مجمع البيان فرموده : گويند : اين آيه در رابطه با جماعتى نازل شد كه آنها را به خروج از ايمان مجبور كردند ، آنها عبارت بودند از عمار ، ياسر پدر عمار ، سميه مادر عمار ، صهيب ، بلال ، و خباب كه شكنجه شدند ، پدر و مادر عمار زير شكنجه شهيد شدند ، ولى عمار آنچه مىخواستند به زبان گفت . خدا اين جريان را به آن حضرت خبر داد ، قومى گفتند : عمار از دين برگشته است حضرت فرمود : نه عمار از فرق تا قدم پر از ايمان است است و ايمان با گوشت و خون او آميخته شده است ، عمار گريهكنان محضر آن حضرت آمد ، حضرت فرمود :
پشت سرت چيست ؟ گفت : شر ، يا رسول اللَّه از تو بدگويى كردم خدايان آنها را به خوبى ياد كردم ، آن حضرت در حالى كه دست به چشمان او مىكشيد فرمود :
هامش
( 1 )
« و قد روى مرفوعا انه قيل يا رسول اللَّه المؤمن يزنى ؟ قال : قد يكون ذلك قيل يا رسول اللَّه المؤمن يسرق ؟ قال : قد يكون ذلك قيل يا رسول اللَّه المؤمن يكذب قال لا ، ثم قرء هذه الاية .