دستاويز قرار داده مىخواستند مردم را از قبول قرآن باز دارند ، به اين شايعه در آيات دو تا جواب داده شده است اول : اينكه زبان آن شخص الكن و غير فصيح است او كه رومى است و زبانش غير فصيح است چگونه مىتواند اين كلام فصيح و آشكار را تكلّم كند ؟ معلوم مىشود كه الكن بودن او پيش قريش مسلّم بوده است . دوم اينكه : ممكن بود بگويند : آن غلام فقط معانى و مطالب را به آن حضرت تلقين مىكند ، آن گاه حضرت آنها را در قالب الفاظ قرآن بيان مىكند ، پس تفهيم از اوست ، بيان از پيغمبر ، جواب آن در آيه بعدى آمده است و آن اينكه اگر چنين بود خدا آن حضرت را به ساختن چنين كلامى موفق نمىكرد و اجازه نمىداد دروغ ديگران را به خدا نسبت داده و در قالب الفاظ اعجاز بيان كند ( استفاده از الميزان ) .
104 -
إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
اين آيه در نوبت خود يك حكم كلّى است ، ضمنا جواب دوم را كه گفته شد روشن مىكند آرى آنهايى كه به آيات خدا ايمان نمىآورند ، خدا آنها را به بيان حقائق و برهانهاى حق هدايت نمىكند كه هم ناحق باشند و هم دليل حق با آنها باشد ، بلكه عذابى دردناك در كمين آنهاست نه توفيق يافتن .
105 -
إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ
اينهم جواب ديگرى است و آن اينكه اشخاص بىايمان جعل دروغ مىكنند و دروغگويان آنها هستند ولى اين پيغمبر كه به تصديق شما مردى امين است و شما را به امانت و راستگويى و توحيد مىخواند ، دروغ جعل نمىكند و به خدا نسبت دروغ نمىدهد ، اين آيه در عين حال يك مطلب كلى و مستقل را